2020/07/06 - دوشنبه 16 تير 1399
2020/07/06 - دوشنبه 16 تير 1399
در آینه رسانه ها
مشروح خبر


شهری در سایه چنارستان

شهرنوشت: تهران و چنارهایش یار قدیمی یکدیگر هستند و هر کسی از تاریخ تهران آگاه باشد می داند چنار نمادی از این پایتخت است تا جایی که در قدیم در میان جهانگردان به چنارستان معروف بوده است . داستان چنارهای زیبا که هر کدام خاطرات زیبایی را با خود یدک می کشند خواندنی است .


شهری در سایه چنارستان
1398/10/2 12:11:0|print

نخستین کسی که به تهران لقب چنارستان داد باز می گردد به پیتر دلاواله ایتالیایی که در سال 1028 هجری قمری به ایران آمده و از تهران عبور کرده بود. می‌نویسد:« طهران از کاشان بزرگ تر ولی تعداد نفوس سکنه آن کمتر از سکنه کاشان است. یک ثلث از زمین داخل حصار بیتوتات و دو ثلث دیگر باغات است. در قسمت بیوتات نیز در جمیع کوچه ها و خیابان ها در خت چنار غرس نموده اند و دور تنه درختان چنار به قدریست که چهار نفر دست به دست هم بدهند و به اشکال مختلف درخت را بغل کنند.» وی ادامه می دهد: « چنان که شهر اسلامبول بواسطه زیادی درخت سرو، نزد بعضی مسافرین به سروستان معروف است. طهران نیز باید به چنارستان موسوم باشد.» تهران از قرن هشتم تا سیزدهم به قدری سرسبز و مشجر بوده که به باغ گلزار، چنار آباد و بهشت برین توصیف شده است.

چنارهای عباسی

برخی از مورخان بر این باورند که از دوره صفویه و به ویژه سلطنت شاه عباس غرس درخت چنار در تهران باب شده و و شهرت چنارهای عباسی یا چنارهای شاه عباسی ارگ سلطنتی به همین دلیل است. اما وجود چنارهای امامزاده صالح،امامزاده یحیی،امامزاده زید، زنبورک خانه و...به دوران ماقبل سلطنت صفوی باز می‌گردد و قبل از روی کارآمدن صفویان،درختان چناری با سابقه 1000 ساله در تهران وجود داشته است.از طرف دیگر پیش از صفویه و در دوران تیمور در محل ارگ سلطنتی،خانه بزرگی متعلق به شخصی به نام خان بوده که به گفته سفیر پادشاه اسپانیا، کلاویخو در محل ارگ ، باغ و درخت چنار وجود داشته است. البته نقل است هنگامی که آغامحمدخان قاجار برای فتح تهران یا قشون خود در بیرون دروازه های تهران قرار داشت ، رفت و آمد را برای مردم تهران تا مدتی قطع کرده بود و همین موضوع سبب شده بود که تهیه آذوقه و سوخت زمستان مردم شهر تا مدتی دشوار شود. با وجود این که مردم تهران در فصل زمستان ذغال چوب را برای سوخت از مناطق شمالی کشور تهیه می کردند، «محمد خان» حاکم وقت تهران دریافت که مردم از سرما تلف خواهند شد. در نتیجه دستور داد تا مردم درخت های «چنار» را که که در تهران فراوان بود، قطع کنند و از آن برای مصرف سوخت استفاده کنند. در واقع در زمستان آن سال تهرانیان خود را با هیزم درختانی گرم کردند که لقب شهرشان وابسته به فراوانی آن ، یعنی چنارستان بود.

معروف ترین و کهنسال ترین چنارهای تهران

چنار قریه بریانک: این چنار در این آبادی در نزد مردم به دلیل آن که هفت شاخه دارد ، بسیار مقدس و به هفت چنار معروف شده است. محمدتقی مصطفوی در کتاب «آثار تاریخی تهران- اماکن متبرکه» به توصیف این درخت پرداخته است: «زیارتگاهی که در قریه بریانک وجود دارد، بقعه و مرقد نیست، بلکه هفت درخت چنار است که به جای تنه اصلی چنار کهنسالی از یک ریشه و پایین همان تنه درخت روییده، مستقیماً بالا رفته است و حقیقتاً شایستگی توجه و حرمت کامل دارد. این هفت چنار در کنار باغی که در سمت جنوب کارخانه جوراب‌بافی واقع شده است، نزدیک دیوار و مشرف به خیابان غربی باغ کارخانه قرار دارد و مردم ساده‌دل و خوش‌عقیده بر دیوار گلی مجاور درخت، طاقچه کوچکی کنده‌اند و به افروختن شمع و عرض نیاز می‌پردازند.»

چنارهای امامزاده یحیی: امامزاده یحیی در یکی از محلات جنوبی تهران قرار گرفته در این محله دو اصله چنار کهنسال قرار داشت که بسیار تنومند و معروف به چنارامامزاده یحیی بود که قدمت آن به سالهای بسیار دور می رسید. البته چندین چنار در آن محدوه موجود است.

پاچنار یا چنار خونبار: داریوش شهبازی در کتاب «برگ هایی از تاریخ تهران» می نوبسد:« در محله پاچنار، محله بازار ، حوالی بقعه امامزاده سید ولی، چناری بود اگر با جسم برنده ایی (نظیر چاقو) پوست آن را می شکافتند، مایعی شبیه خون از آن بیرون می زد.این چنار هم دیرپا بود و اکنون دیگر وجود ندارد و وجود نام "پاچنار" از آن چنار است.»

چنار امامزاده صالح : این چنار کهنسا لترین چناری است که تاکنون دیده شده است. امروزه، تنها می توان عظمت آن درخت را با مشاهده عکس های قدیمی دید و یا پای درد و دل تهرانی های قدیم نشست.گفته می شود این درخت تنومند بی شک شاهکاری از خلقت پروردگار بوده است. پولاک،پزشک مخصوص ناصرالدین شاه در مورد این چنار در سفرنامه اش گفته است:« چنار فوق العده کهنی در قریه تجریش از مهمترین نمونه های این درخت در جهان شمرده می شود.» مادام دیولافوا فرانسوی که 150 سال گذشته از تهران دیدن کرده بود در کتاب خود در مورد عظمت این چنار می نویسد: « چنار عجیب و غریبی است که کمتر نظیر آن در دنیا پیدا می شود. قطر فوق العاده آن را نمی توان دقیقا با رقم معین کرد. تقریبا محیط آن به پانزده متر می رسد.» محل فعلی امامزاده صالح را تا سال‌ها، «امام‌زاده چنار» می‌نامیدند. دوستعلی خان معیرالممالک در کتاب «یادداشت­هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه » درباره ای این چنار نوشته است: «که در روزهای جشن، مردم به گورستان امام‌زاده چنار می‌رفتند،‌ درخت را چراغانی مختصری می‌کردند و درویش‌ها در آنجا معرکه می‌گرفتند.»

در اوایل مشروطه اهالی تجریش، سید عبدالله را که از مشروطه خواهان بود به تجریش دعوت و بازار و امامزاده صالح را چراغانی مفصلی کردند. علی نامی از اهالی تجریش بر روی یکی از شاخه های چنار که متمایل به ساختمان امامزاده بود، قالی‌های زیادی آویخت و سماوری بالا برد و چای دم کرد. زمانی که سید عبدالله که پای به صحن امامزاده گذاشت، علی از بالای در خت گفت:« آقای حجة الاسلام چای حاضر است شما بالا می‌آیید یا من پایین بیایم؟» این سخن باعث خنده حضار می شود. پس از چند ماه آن شاخه شکست و باعث ریختن مقداری از کتیبه سر در ورودی امامزاده شد که بعدا تعمیر کردند. عده ای این اتفاق را شوم دانستند و حمل بر بدی مشروطه کردند. این قضیه بیش از هر چیزی اشاره به شاخه های تنومند و پهن درخت می کند.

در مورد عمر طولانی چنار امامزاده صالح روایتی نقل است که مادری در شب عید به دلیل عدم استطاعت مالی نتواست برای فرزندش ، لباس نو تهیه کند. رهگذری از کنار این مادر گذشت و پس از آگاهی از این موضوع ، به زن کمک و لباس نویی برای کودک زن تهیه می کند.این مادر درمانده برای تشکر از آن مرد خیر ،‌ تخم درخت چنار را در کنار خانه‌اش می کارد و از خدا می خواهد که به این فرد خیر هزار سال عمر دهد و دعایش پاگیر درخت می‌شود و باقی ماجرا. تهرانی های قدیم از آنجا که این درخت در جوار امامزاده صالح بود برای گرفتن حاجات خود به شاخه هایش دخیل می بستند و آن را متبرک می دانستند ،درخت در نهایت به دلیل خشک شدن بخشی از تنه اش و مزاحمت های شاخه هایش به طور کامل در سال 1378 از بیخ و بن بریده و قصه‌اش تمام می شود. اگر این درخت چنار حفظ شده بود، جاذبه ای ارزشمند برای گردشگران خارجی محسوب می‌شد.

چنارهای زنبورک خانه: در جنوب محله بازار در کوچه گود زنبورک خانه، چنارهای کهنسالی همچنان پابرجا هستند.

چنارهای باغ امین السلطان: شاید عجیب باشد که این باغ همچنان پابرجا و استوار در تهران به دور از آسیب ها باقی مانده ، دلیل آن هم این است این باغ همان پارک قیطریه در محله قیطریه است. امین السلطان ، صدراعظم ناصرالدین شاه برای ییلاق خود پا را فراتر از حصار ناصری گذاشت و در نزدیکی قریه تجریش، این اراضی را خرید که بخش اعظم آن باغ بود. او باغ را وسعت داد، عمارتی در آن بنا کرد و درختان چنار فراوانی را در این محدوده غرس کرد.البته چنارهایی که در مرکز پارک است، قدمت بیشتری از دوره ناصری دارد.

افسانه چنار عباسعلی: برخی از چنارها در دوران خرافه­پرستی و نیرنگ­بازی قاجارها، به خصوص عصر ناصری، قصه ­ها داشت که یکی از آن­ها داستان چنار مقدس و امامزاده­ی دروغین عباسعلی بود. دوستعلی خان معیرالممالک در کتاب «یادداشت­هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه» پرده از این داستان برمی­دارد: «یکی از خدمه اندرون مرتکب خلافی شد و از آن­جا که دانست مورد خشم و بازخواست خانم خود قرار خواهد گرفت شبانگاه فرار کرده و در حضرت عبدالعظیم متحصن شد. چون این خبر به گوش شاه [ناصرالدین شاه] رسید اول به رقت آمد و به خانم کلفت فراری گفت تا از تقصیرش بگذرد. سپس برای آن­که اهل اندرون مأوا و مأمن نزدیک­تری داشته و هنگام ضرورت ببه آن پناه ببرند، مخفیانه به یکی از گیس­سپیدان حرم دستور داد تا شهرت دهد که خواب­نما شده و به وی گفته­اند در پای چنار کهنسال کنار مظهر قنات مهرگرد واقع در اندرون، امامزاده‌ای به نام عباسعلی مدفون است. همین که این آواز در اندرون پیچید اهل حرم شادی‌ها کردند و از شاه خواستند تا نرده­ای دور آن درخت کشیده شود. شاه به نصب نرده امر کرد و آن را به رنگ سبز اندود کردند. از آن پس درخت مزبور به چنار عباسعلی معروف شد. زیارتنامه‌ی مخصوصی به تنه‌ی آن آویختند و اطرافش شمعدان­های نقره کوبیده، هرشب شمع­ها در آن افروختند. رفته رفته چنار مزبور اهمیتی بسزا یافت و بست محکمی شد. اهل اندرون نذور خود را از قبیل حلوا و غیره در پای آن می­پختند و به بدنه و پوستش دخیل­ها می­بستند. بدین طریق برای نیازمندان حرم نقطه‌ی توجه و مأمن نزدیکی به وجود آمد.» این چنار طبق اسناد و شواهد به دستور شاه طهماسب صفوی غرس شده بود. با درست کردن این امامزاده ی دروغی هر وقت کنیزان حرم مستوجب عقوبتی می‌شدند به چنار مزبور پناه می بردند و برخی نیز حاجت­هایشان را از این امامزاده طلب می‌کردند. در اوایل قرن جاری، چنار به تدریج خشک و لابلای بناهای دیگر از بین رفت و نذرها و گله­های زیادی از اهل حرم را با خود دفن کرد.

چنار پنجعلی:بر اساس اظهارات مرحوم سعید نفیسی ،در قسمت غرب ارگ سلطنتی که امروزه مامن وزارت دارایی است چنار کهنسالی بود که بعدها از میان رفت. مردم برای حاجت خواسته هایشان به آن پنجعلی می بستند البته عده ای از مورخان بر این عقیده هستند این چنار همان چنار عباسعلی بوده است.

چنار سوهانک: دو اصله چنار قدیمی در مسجد قدیمی آبادی سوهانک همچنان استوار و پابرجاست.

چنارهای ولیعصر: چنارهای خیابان ولیعصر که کمابیش تا امروز همچنان پابرجاست مصداقی درست و بجا از شهر چنارهاست. از این رو برخی تاریخ نگاران به طولانی ترین خیابان خاورمیانه، لقب چناران داده اند. امروزه چنارهای تهران را با خیابان ولیعصر می شناسند. این خیابان برای همگان نمادی از چنارستان است که متاسفانه از 24 هزار اصله درخت چناری که دو طرف خیابان ولیعصر کاشته شد بیش از هفت هزار اصله باقی نمانده اما باز همین تعداد کم، این خیابان را به پهنای تاریخ، زیبا و جاودانه نموده است. اگر جاودانگی رویای هر انسانیست جاودانگی ولیعصر، جاودانگی خاطره ی همه ی تهران نشینان است. این خیابان بدون چنارهایش شبیه یک گذرگاه معمولی بیش نیست. نیمه دهه 80پیاده‌روهای خیابان ولی‌عصر سنگفرش و همزمان جوی‌های عریض این خیابان هم با سیمان کفپوش شدند و درختان بلند و تاریخی چنار در دل سیمان و سنگ قرار گرفتند. همان زمان برخی کارشناسان هشدار دادند که این کار به چنارها آسیب می‌رساند. چند سال بعد خبرهایی مبنی بر خشک شدن چنارها منتشر شد و نگرانی‌هایی را در مورد این خیابان ثبت ملی شده و درختانش ایجاد کرد.

از 24 هزار تا 7 هزار اصله درخت چنار

رضاشاه برای آنکه این خیابان طولانی را از سایر خیابان ها متمایز کند ازکفیل بلدیه،بوذرجمهر که اختیار تام داشت،درخواست کرد که دو طرف خیابان را با درخت چنار تزیین کند. بوذرجمهر با هر زحمت و جون کندنی که بود 11 هزار اصله درخت چنار زیر ده سال در دو طرف خیابان پهلوی کاشت و با حفر دو حلقه چاه در محمودیه آن ها را سیراب کرد که البته بعدها با احداث پارک ملت، آب را از چاه آن تامین می کردند. از سال 1318 تا 1324 طبق آمارها تعداد درختان چنار به 24 هزار اصله رسید که گفته می شود زحمت این کار بر عهده ی مهندس کریم ساعی, پدر پارک ساعی بوده است. ساعی که تخصص اش در امور جنگلداری بود علاقه وافری داشت که در قسمت کنونی محل پارک ساعی، جنگل بزرگی احداث کند اما با دست اندازی های رجال و غصب کردن زمین ها، فقط توانست پارک ساعی را تاسیس نماید اما مهمترین کارش اضافه نمودن چنارهای خیابان ولیعصر بود که این خیابان را به زیباترین خیابان پایتخت تبدیل کرد هر چند که آرزویش تحقق نیافت. اما هم اکنون طبق آخرین آمارها از 24 اصله هزار چنار در سال1374 ،12 هزار اصله،در سال 1389 ،8300اصله و در سال 91 هفت هزار اصله درخت چنار باقی مانده است.

از دیگر چنارهای معروف می توان به چنارهای محله باغ فردوس و محمودیه، چنار چیذر، چنار دزاشیب، چنار تکیه باغ(کن)، چنار امامزاده سید محمدرضا(کن)،چنار مسجد رستم آباد(اختیاریه)، چنار پیر داوود(کن)،چنار آبادی کیگا( در نزدیکی امامزاده داوود)،چنار امامزاده زینعلی عینعلی(پونک)، چنار اوین و چنار جماران اشاره کرد.

یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها