2020/07/06 - دوشنبه 16 تير 1399
2020/07/06 - دوشنبه 16 تير 1399
در آینه رسانه ها
مشروح خبر

در گذر تاریخ؛
شکارگاهی به نام تهران/برکناری کارمندی که شیر را «حیوان» نامید
 شکار در تهران تاریخی دیرینه دارد تاریخی بیش از دوقرن. گستره تهران به دلیل قرار گرفتنش در میان رشته کوههای البرز، همه گونه جانوری را در دل خود جای می داد و جالب آنکه نخستین بار تهران، این قریه گمنام به دلیل خاستگاه شکار، مورد توجه سلاطین صفوی بخصوص شاه تهماسب صفوی قرار گرفت. او اولین شاهی بود که تهران را ییلاقی برای شکار کردن انتخاب کرد البته شکارگاه سلطنتی که فقط خود و درباریانش اجازه شکار داشتند. از این رو بود که دستور ساخت حصاری برای تهران داد و حصار صفوی ساخته شد. 
شکارگاهی به نام تهران/برکناری کارمندی که شیر را «حیوان» نامید
1398/9/16 16:30:0|print

شاید به جرات می توان گفت سابقه ی شکار حیوانات در تهران توسط انسان به پیشینه ی سکونت مردم در این محل باز می گردد. شهری که امروز محل عبور و مرور 14 میلیون نفر است، در دو قرن گذشته محل عبور و مرور حیواناتی بوده که نسل آنها این روزها رو به انقراض است. شکارگاه های سلطنتی در دو قرن گذشته شامل جاجرود، دوشان تپه،شهرستانک،کن،سولقان، قزل حصار و ... بود.


اولین مجمع الوحوش: باغ لاله زار یا دوشان تپه

سیروس سعدوندیان در کتاب"اولین های تهران"باغ لاله زار را به دلیل تعبیه قفسی جهت نگهداری از پرندگان، اولین باغ وحش تهران می داند که با تعبیه قفسی دیگر از حیوانات وحشی مانند شیر، ببر، پلنگ باغ لاله زار شکل و شمایل باغ وحش به خود می گیرد و به دلیل علاقه ناگفتنی شاه به حیوانات، باغ لاله زار به نام مجمع الوحوش ناصری خوانده می شود. این باغ وحش به مباشرت و مدیریت محمد حسن خان اعتمادالسلطنه مورد بازدید عموم  در آن دوران قرار می گیرد. از این رو  نام آن خیابان به  باغ وحش معروف می شود و به غیر از آن روزنامه دولت علیه ایران از مجمع الوحوش ناصری در لاله زار یاد می کند. البته عده ای نخستین باغ وحش را در دوشان تپه می دانند.گفته می شود شاه شهید در قسمتی از قصر خود در دوشان تپه، باغ وحش یا به قول خودش شیر خانه ای ساخته بود تا در آن از حیوانات مختلفی  نگهداری می شود و آن چه در باغ لاله زار وجود داشت به همراه سایر تجهیزات  به دوشان تپه انتقال دادند. بسیاری از سیاحان فرنگی در خاطراتشان به باغ دوشان تپه  نیز اشاره کرده اند.

دوشان تپه: میراث ناصرالدین شاه برای دوستداران شکار

دوشان تپه، قریه ای واقع در اطراف تهران و خارج از حصار ناصری بود.این قریه از دروازه دوشان تپه (میدان شهدا) به سمت شرق می رفت و به فرح آباد( قصر فیروزه)  که محل خوشگذرانی شاهان قاجار بود، ختم می شد.سردر ورودی باغ با نقاشی های مختلفی از اشکال شیر، پلنگ، ببر و مناظری از شکارهای ناصری زینت یافته بود که در قسمتی از باغ آن حیوانات جهت سرگرمی شاه صاحبقران نگهداری می شد. طبق اسناد،4شیر نر و ماده از فارس،3 ببر مازندرانی ،یک یوز و 3 پلنگ از جاجرود و 5 خرس از دماوند در این باغ سکونت داشتند. هم چنین در شمال شرقی آن نیز یک میدان اسب دوانی قرار داشت که در روزهای مسابقه 30 هزار نفر از مردم تهران برای مشاهده در آنجا جمع می شدند. قصر دوشان تپه شامل یک ساختمان هشت ضلعی و یک طبقه بود و روی این تالار ،یک کلاه فرنگی قرار داشت که از آنجا منظره تهران قابل دیدن بود و راه ورود به آن جاده خاکی پر و پیچ و خمی بود. وجه تسمیه این محل به دوشان تپه به دلیل آن بود که دوشان به زبان ترکی به معنای خرگوش بود و در این قریه مرتفع، خرگوش های وحشی فراوانی وجود داشتند که شاه ابتدا این محل را به منظور شکار خرگوشها قرق کرد و وقتی گونه های جانوری دیگری را دید دوشان تپه را شکارگاه سلطنتی خود و درباریان و اشراف کرد. دوشان تپه در روزهایی که در قرق شاه و درباریان نبود جزو تفریحگاه تهرانیان محسوب می شد. به ویژه در روز سیزده بدر که تهران نشینان در آن قریه برای خود سور و سات پهن می کردند. اعتماد السلطنه می گوید هر سال بین پانصد تا ششصد تهرانی در روز سیزده فرودین در دوشان تپه گردهم می آمدند تا سیزده شان را بدر کنند.  دوشان تپه در گذر زمان کاربری خود را از باغ وحش بودن از دست داد و در دوران پهلوی در اختیار ارتش قرار گرفت و بعدها در آن محل فرودگاهی ساخته شد.

جرج کرزن، خبرنگار روزنامه تایمز لندن که به ایران آمد بود به دوشان تپه اشاره می کند: « این محل دوشان تپه-تپه خرگوش- است. دشتی که تا شهر سه مایل فاصله دارد و خود قصر هم در آن نقطه منظره زشتی دارد ولی بهرحال آنجا شکارگاه محبوب شاه در نقاط کوهستانی اطراف تهران است و این ناحیه را مختص شکارگاه همایونی خالی از اغیار نگاه می دارند. در پایین این کوه باغ وسیع و خوش سایه ای است که در قفس های متعدد و طولانی آن حیوانات وحشی بیوتات سلطنتی را نگاه داشته اند.» اکثرا ماموران سیاسی و جهانگردان بر این اعتقاد بودند که حیوانات این باع وحش منحصر بفرد بوده اما در لانه و قفس هایی که به آن  شکل نگهداری می شدند بسیار زشت و کوچک بود که حیوانات به راحتی نمی توانستند در قفسشان رفت و آمد داشته باشند.

داستان ساخت اولین راه شوسه  چه بود؟

تهرانی ها از سر صدقه شیرها و حیواناتی که در دوشان تپه نگهداری می شد برای اولین بار در دوره ی ناصری صاحب نخستین جاده شوسه شدند چرا که شاه آن قدر به حیوانات از جمله شیرهایش علاقه داشت که ترجیح می داد به جای عبور از مسیرهای سنگلاخ، صعب العبور و پر از برف و گل و لا ، جاده شوسه ای از تهران تا دوشان تپه زده شود تا هرقت دلتنگ شیرهایش شد بدون معطلی خود را به عزیزدردانه هایش برساند. گفته می شود شاه بعد از مراجعتش از اروپا دستور می دهد به منظور رفاه و آسایش مردم راه شوسه ای از تهران به زیارتگاه شاه عبدالعظیم و راه شوسه دیگری به خاطر ارضای هوس های شخصی اش به باغ وحش دوشان تپه کشیده شود. اما اولین خط شوسه برای دوشان تپه کشیده می شود و با این که این مسیر پر سنگلاخ و صعب العبور بود اما زودتر از خط شوسه تهران- ری کشیده شد. اسناد نشان می دهد روز بیست یکم مهر1253 مهندسان اروپایی که مجری طرح احداث جاده برای مراسم افتتاح بودند، آیین ویژه ای برای بازگشایی جاده ترتیب دادند. طاق نصرتی از گل و گیاه درست کردند . بر بالای آن علامت شیر و خورشید و کتیبه ای به افتخار شاه نصب کرده و حدود صد پرچم بزرگ در انتهای تیرها به اهتزاز در آمده بود و همه چیز با دسته گل وگیاه بهم بسته شد بود.با شلیک 21 تیر توپ و متعاقب آن نواختن سرود ملی، گشایش اولین راه شوسه به اطلاع همگان رسید. (این تاریخ اولین باری است که به نواختن سرود ملی در یک مراسم رسمی اشاره شده است.)برای افتتاح زنجیری با یک قفل نقره ای را راه بسته و هنگام ورود اعلیحضرت همایونی ، مهندس کلید قفل را با احترام و طی مراسمی به شاه تسلیم کرد و شاه هم که دلی کودکانه داشت از این مراسم خوشش آمد و درب را با قفل باز کرد.

وقتی شاه برای شیرش خط تلگراف کشید

اولین شاه فرنگ رفته از هر فرصتی برای دیدار از شیرهای محبوبش در دوشان تپه استفاده می کرد. شاید دلیل علاقه ناصرالدین شاه به شیر  را مربوط به مظهر قدرت شیر و نمایی از پرچم ایران باید دانست. گواه و علاقه ی وصف ناشدنی شاه به شیر، مربوط به حادثه ای است که در سال 1257 خورشیدی رخ داد و اکثر مورخان، نویسندگان و سیاحان به آن اشاره کرده و از عجایب تهران دانسته اند. در نخستین روزهای محرم، یکی از شیرهای باغ دوشان تپه، توله ای زایید چون شاه در شهر گرفتار برگزاری عزاداری در تکیه دولت بود، نتواست از زائو و بچه اش دیدن کند و توصیه کرده بود چاپارها هر نیم ساعت به نیم ساعت شاه را در جریان احوال شیر قرار دهند اما  از آن جا که بهمن ماه بود و برف سنگینی راه های ورود به دوشان تپه را سخت و دشوار کرده بود در نتیجه از سرعت رفت و آمد چاپارها کاسته شده بود و رفت و آمد سریع امکان پذیر نبود. در این هنگام شاه فرمان همایونی مبنی بر کشیده شدن یک رشته سیم تلگراف از ارگ به دوشان تپه را صادر کرد. در نتیچه سیم تلگرافی از ارگ تا آلونکی در مقابل قفس شیر در دوشان تپه کشیده شد. به محض اینکه کار سیم کشی به پایان رسید، متصدی مربوطه طی تلگرافی به ناصرالدین شاه اطلاع داد:کار به پایان رسید! اما جوابی که از شاه دریافت کرد:«حال شیر خوب است؟» متصدی در کمال ناباوری پاسخ داد: «به حمدالله حال حیوان ها خوب است.» وقتی تلگراف به حضور شاه رسید وی چنان بر آشفت که متصدی تلگراف را به دشنام و ملامت گرفت: «شیر حیوان نیست.حیوان کسی است که او را حیوان خطاب می کند». همین جمله برای تلگرافچی کافی بود که بداند از کار برکنارخواهد شد و همین گونه هم شد.

 

 

 

 

یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها