2019/12/15 - يكشنبه 24 آذر 1398
2019/12/15 - يكشنبه 24 آذر 1398
در آینه رسانه ها
مشروح خبر

در گذر تاریخ؛
تاریخچه مریضخانه های تهران؛ از سربازان بیمارنما تا دارالشفاهای ویژه معتادان
«اذا مرضت فهو یشفین»: خدای من ، همان خدایی است که چون بیمار شوم، مرا شفادهد.این آیه در سر در نخستین و قدیمی ترین بیمارستان تهران، یعنی «بیمارستان سینا» حک شده است. بیمارستانی در دل ابزار فروشی و یراق آلات حسن آباد که در گذشته به خیابان مریضخانه معروف بود.
تاریخچه مریضخانه های تهران؛ از سربازان بیمارنما تا دارالشفاهای ویژه معتادان
1398/9/6 11:13:0|print

بیمارستان سینا از خیابان سی تیر (قوام السلطنه) آغاز و تا 100 متر مانده به میدان حسن آباد (میدان هشت گنبد) به پایان می رسد. زمانی که وارد محوطه بیمارستان می شوید، حس نوستالژی و اثری از گذشته به چشم نمی آید با این که هنوز برخی از بناهای داخل بیمارستان از همان بدو تاسیس پابرجاست، به دلیل ساخت و ساز کلینیک های دیگر و اضافه کردن آن به ساختمان بیمارستان، در طی سالیان متمادی ساختار آن به کل تغییر داده شده و بارها مورد بازسازی قرار گرفته و دیگر اثری از این بناهای تاریخی باقی نمانده است. تنها قسمت شرقی بیمارستان که ساختمان مربوط به بخش اورولوژی است و در زمان سلطنت احمدشاه قاجا تاسیس شده به همان صورت اولیه ظاهر خود را حفظ کرده که به قول پرستارانش این ساختمان قدمتی 110 ساله دارد. در این بیمارستان دولتی علاوه بر پنج ساختمان مجزا، کلینیک های جدید، بوفه شبانه روزی، پایگاه بسیج، تالارگردهمایی ، بانک، پارک کودک و مهدکودک وجود دارد که به تدریج در 15 سال گذشته به آن اضافه شده اند.

تاریخچه نخستین بیمارستان

بعد از مراجعت ناصرالدین شاه از سفرهای اروپایی که به شدت تحت تاثیر پیشرفت های آن جا قرار گرفته بود با مشاهده بیمارستان های فرنگی دستور داد تا مریضخانه ای به سبک اروپایی در حصار ناصری دایر کنند که در واقع آغازی برای گسترش علم طب شناسی شد. علی قلی میرزا اعتضاد السلطنه و ناظم الاطبا نفیسی (پزشک و مولف فرهنگ بزرگ فارسی به فارسی) مامور انجام این کار شدند. مریضخانه مورد نظر در سال 1251 خورشیدی با نام «مریضخانه دولتی» با 400 تخت و سه ساختمان مجزا تاسیس شد. به گفته قدیمی ترین پرستار بیمارستان بر اساس اسناد موجود در یکی از ساختمان های بیمارستان در یک سال اول تاسیس این مریضخانه بیش از 2500 بیمار، معالجه شدند. ریاست این مریضخانه سال ها بر عهده ناظم الاطبا نفیسی بود. او شاه را متقاعد به تربیت پزشکان ایرانی برای معالجه بیماران کرد و بر اثر اقدام او در مدرسه دارالفنون، شعبه ای به نام طب دایر و مقرر شد. دانشجویان هفته ای چند بار به همراه استادان در این مریضخانه گرد هم می آمدند و برای انجام کارآموزی در این بیمارستان، مشغول می شدند که می توان گفت این بیمارستان، نخستین دانشکده پزشکی ایران محسوب می شود. بعد از نفیسی، میرزا محمد دکتر یا دکتر محمد خان کرمانشاهی معروف به کفری رییس بعدی مریضخانه دولتی شد. وی پس از نه سال اقامت در پاریس به دارالخلافه ایران بازگشت و بوسیله علی قلی خان مخبرالدوله به ناصرالدین شاه معرفی و مورد لطف او قرار گرفت. وی مدتی طبیب تلگراف خانه، معلم دارالفنون و در دوره ای طبیب ناصرالدین شاه بود که در نهایت به سمت ریاست بیمارستان دولتی منصوب شد. گفته می شود به سبب این که حرف هایش به گوش مردم عامی آن زمان خیلی سنگین می آمد یکی یکی مشاغل خود را از دست داد. سرانجام بعد از انتخاب رییس های متفاوت در سال 1270 خورشیدی،

میرزا ابوالحسن خان بهرامی که تازه از اروپا به تهران مراجعت کرده بود، رییس مریضخانه شد و به قصد سازمان دهی بیشتر و پیشرفت سریع به تدریج پزشکان اروپایی را در این بیمارستان گماشت. در زمان مظفرالدین شاه نخستین بازسازی و ساماندهی بیمارستان توسط آلمانی ها انجام گرفت که بناهای به جا مانده از این بیمارستان، همان ساختار آلمانی خود را حفظ کرده است و با گذشت سال ها بخش های مختلف دیگری به این بیمارستان افزوده شد. در دوران احمدشاه این بیمارستان به نام مریضخانه احمدی ملقب شد.

از مریضخانه دولتی تا بیمارستان سینا

در فاصله سلطنت پهلوی اول تا دوم، این مریضخانه مجهز به بخش های داخلی، جراحی، ارولوژی، رادیولوژی، چشم پزشکی، دندان پزشکی، گوش، حلق، بینی و پوست شد. این مریضخانه تا سال 1319 خورشیدی به نام مریضخانه دولتی به کار خود ادامه داد و در آن سال به منظور تجلیل و قدردانی از پدر طب ایران، ابوعلی سینا، نام «سینا» جایگزین مریضخانه دولتی شد که هم اکنون به همین نام دایر است. بعد از سال 1319، در بیمارستان سینا تغییرات عمده ای ایجاد شده و بیمارستان به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران الحاق شد و در دهه 40 با ریاست پروفسور عدل که تازه از فرانسه بازگشته بود، بخش های مختلف پزشکی دیگری به ساختمان ها اضافه شد. ریاست پروفسور عدل آغازی برای پیشرفت جراحی در تهران و سایر شهرستان ها بود. او ضمن تربیت استادان و جراحان بزرگ، آن ها را روانه شهرستان ها کرد. در اوایل دهه 50 به تدریج بخش های جراحی اعصاب ، قلب ، دیالیز و ارتوپد به این بیمارستان افزوده شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این بیمارستان تا خیابان سی تیر گسترش یافت و دو ساختمان به سه ساختمان اصلی که از آغاز پابرجا بود، اضافه شد. اکنون با گذشت یک قرن و نیم از تاسیس نخستین بیمارستان تهران، این بیمارستان به عنوان یکی از مهمترین مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران مطرح است و از مراکز ارجاع بیماران سانحه دیده و تصادفی در سراسر کشور و از بزرگترین و موفق ترین مراکز در زمینه جراحی ترمیمی و پیوند اعضا محسوب می شود. این بیمارستان 400 تختخوابی با 70 عضو هیات علمی و 700 پرسنل در پنج ساختمان با مدیریت دکتر غلامرضا پورمند اداره می شود.

مریضخانه نظامی

همزمان با تاسیس مریضخانه دولتی، مریضخانه نظامی هم به ریاست شاهزاده علیقلی در تهران تاسیس شد. بودجه این بیمارستان مختص نظامیان بود اما به علت سودجویی های علیقلی میرزا و از آنجا که بودجه را صرف نیازهای خود می کرد، در این بیمارستان هیچ خبری از پزشک، پرستار و دارو نبود و چناچه بیماری به آنجا مراجعه می کرد فقط با تعدای محافظ نظامی روبه رو می شد. یک روزکه ناصرالدین شاه شیفته گزارش های تقلبی علیقلی میرزا شده و همه را باور کرده بود که نظامیان به طور مرتب به بیمارستان مراجعه و تحت معالجه می گیرند تصمیم به بازدید از آن محل گرفت. شاهزاده درآخرین دقایق از تصمیم شاه اطلاع پیدا کرد و بی درنگ به ماموران محافظ بیمارستان دستور داد تا تخت های بیمارستان را اشغال و در برابر ناصرالدین شاه نقش بیمار را را ایفا کنند. نگهبانان نیز با عجله خود را روی تختخواب ها انداخته و زیر لحاف ها خوابیدند و خود را به بیماری زدند. شاه به هنگام ورود به بیمارستان با مشاهده غیبت نگهبانان و تفنگ هایی که آن سو و این سو پراکنده بود، متوجه شد کاسه ای زیر نیم کاسه است. اما چیزی به روی خودش نیاورد. با وجودی که نگهبانان ماهرانه توانستند خود را بیمار نشان دهند با آه و ناله جواب احوالپرسی ها و سوالات شاه را بدهند اما پوتین گل آلود یکی از بیماران قلابی که فرصت نکرده بود آن را از پایش خارج کند به راحتی دیده می شد. ماجرا فاش شد و شاه در عین عصبانیت دستور داد تا بیماران قلابی را شلاق بزنند و بیمارستان را تعطیل کرد.

دومین بیمارستان تهران

بیمارستان نجمیه، نخستین بیمارستان مدرن تهران در سال 1306 در خیابان حافظ (پایین تر از خیابان جمهوری اسلامی) توسط ملک تاج خانم فیروز نجم السلطنه ساخته شد. نجم السلطنه ، نوه عباس میرزا و همسر هدایت الله وزیر دفتر و مادر دکتر محمد مصدق بود که دستی در امور خیربه داشت. معماری این بنا با این که در زمان رضاشاه ساخته شده بود ، برگرفته از سبک قاجاری است. این بیمارستان درست یک سال بعد از تاسیسش وقف بیماران مستمند ایران شد. در دهه 30 توسط حاج شمشیری ، یار باوفای دکتر مصدق(صاحب چلوکبابی شمشیری در سبزه میدان بازار) بنایی به این بیمارستان اضافه شد که با دیگر بناها همخوانی داشت. معروفیت این بیمارستان به دلیل محل وفات دکتر محمد مصدق است. بیمارستان نجمیه در تارخ 14 مرداد 1382 به عنوان یکی از آثار ملی در ایران به ثبت رسید. این مرکز در حوزه زنان و زایمان به صورت تخصصی کار می کند و در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله بیش از 6000 مجروح را درمان و بستری کرد.در حال حاضر بیمارستان نجمیه تحت نظر سپاه پاسداران و دانشگاه علوم پزشکی بقیة الله اداره می شود.

مریضخانه های خارجی

پس از این دو بیمارستان، نخستین مریضخانه خارجی به نام مریضخانه امریکایی ها در اول خیابان ژاله (شهدا) پشت مجلس شورا مقابل دیوار چاپخانه به خرج خود امریکایی ها دایر شد که بیماران را رایگان معالجه می کردند اگر چه خیریه بود اما تاسیس آن بیشتر جنبه سیاسی و تبلیغات داشت. مدتی بعد مریضخانه روس ها نیز قد علم کرد اما در این میان مردم مریضخانه آمریکایی را نسبت به سایر مریضخانه های ایرانی و خارجی ترجیح می‌دادند چرا که پزشکان این بیمارستان خوش برخورد و حاذق بودند و داروها را مجانی در اختیار بیماران قرار می دادند.جعفر شهری در کتاب « تهران در قرن سیزدهم » در مورد مریضخانه های ایرانی می نویسد:« هرچه بیمارستان های خارجی سابقه نیکو می گذاشت مریضخانه های خودمانی عکس آن که خاطره و ذهنیات بد می‌نهاد تا آنجا که به یکی از آنها کنیه قصابخانه داده شد.» به تدریج درمانگاه هایی هم منشعب از این مریضخانه‌ها در گوشه و کنار شهر دایر شد که بعدها به نام اندرزگاه نامیده شد که در واقع همان کلینیک های امروزی است. در این اندرزگاه ها درمان های سرپایی درمان می شدند و در همان جا به مریض قرص و شربت محدود برای دردهایی چون سر درد، گوش درد شکم درد، دندان درد می دادند و برای چشم درد دو نوع قطره یکی به رنگ آبی و دیگری به رنگ قرمز وجود داشت که پرستار در داخل چشم بیماران می چکاند.

دارالشفا برای ترک یا ادامه اعتیاد

یکی از مهمترین آسیب های جامعه آن روز، اعتیاد اکثر مرم به خصوص مردان به کشیدن تریاک و شیره، چرس و بنگ بود که دامن گیر ملت تهیدست و عقب مانده ایران شده بود از دشواری های برای مبارزه با اعتیاد، آزادی قهوه خانه ها در داشتن بساط منقل و وافور بود. یعنی در آن دوران کشیدن تریاک نه منع قانونی داشت نه حرمت شرعی و در رفتار اجتماعی هم قبحی بر آن نبود. با روی کار آمدن سید ضیا الدین طباطبایی کشیدن تریاک ممنوع شد و قهوه خانه هم اجازه داشتن بساط تریاک کشی نداشتند. اما با ممنوعیت تریاک معضل دیگری گریبانگیر دولت شد و آن هم واکنش جسمی و دردهای بدنی معتادان بود که دولت را مجبور کرد برای حل این مشکل، در هر محله ای خانه ای تحت عنوان دارالشفا تعیین کند تا معتادان تریاک خود در آن جا دود کنند. البته این قانون ده پانزده روز بیش تر نپایید و از میان رفت.



یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها