2019/12/15 - يكشنبه 24 آذر 1398
2019/12/15 - يكشنبه 24 آذر 1398
در آینه رسانه ها
مشروح خبر


جدایی ری از تهران

یادداشت جدایی ری از تهران به قلم احمد مسجدجامعی امروز، چهارشنبه 22 آبان ماه در روزنامه همشهری منتشر شد. 

جدایی ری از تهران
1398/8/22 14:46:0|print

از هفته‌های گذشته موضوع جدا شدن منطقۀ ری از تهران یک‌بار دیگر در کانون توجه اهل سیاست قرار گرفته و به یکی از موضوع‌های پر سر و صدا خبری تبدیل شده است. زمزمه‌های جدا شدن ری، به عنوان بیستمین منطقه از مناطق 22گانۀ شهری تهران، برای اولین بار در سال 1389 که شورایاری‌های آن منطقه برای ارائۀ مشکلات خود به صحن شورای شهر آمده بودند، مطرح گردید. در آن زمان اعضای شورا نظرات خود را درباره آن گفتند. پس از آن موضوع را پی‏گیری نکردند؛ تا این که دو سال بعد در سال 1391، در دولت آقای احمدی‌نژاد استاندار وقت تهران دوباره این موضوع را پیش کشید. در آن سال شورای شهر ضمن مخالفت با این طرح از دولت وقت دربارۀ جدایی شهرری از تهران انتقاد کرد. موافقان آن روز به مانند امروز مهمترین دلیل خود را قانونی ذکر می‌کردند که براساس آن در تقسیمات کشوری، هر بخشی که زیر نظر فرمانداری اداره شود، باید شهرداری و شورای شهر جداگانه‏ای داشته باشد. همچنین برخی از موافقان به تاریخ کهن ری و این که در گذشته تهران و سایر مناطق اطراف همگی زیرمجموعۀ ری بوده‌اند پرداختند و ری را شهر محوری استان تهران امروز برگزیدند. علاوه بر دو دلیل ذکر شده، موافقان امروزین ری موضوع دیگری را هم به آن اضافه نموده و عنوان می‌کنند که شهر ری به عنوان منطقۀ جنوبی پایتخت، همیشه از مدار توسعۀ روزافزون تهران دور بوده و به دلیل قرار گرفتن مراکزی چون مرکز دفن و بازیافت زبالۀ آرادکوه و مرکز فاضلاب جنوب شهر و کارخانه سیمان تهران، سبب شده تا انبوه مشکلات پایتخت به ری سرریز شود و مردم آنجا با معضلات بزرگ شهری و زیست‌محیطی ایجاد شده توسط کلانشهر تهران دست به گریبان باشند. موافقان معتقدند در صورت جدا شدن ری از تهران، ری دیگر الزامی ندارد که پذیرای معضلات و مشکلات تهران باشد و به عنوان یک شهر مستقل راه توسعه را می‏پیماید.
در همان ابتدا و در سال 1391 که این موضوع به صورت جدی مطرح گردید، در شورای سوم مخالفت خود را با این طرح اعلام کردم و گفتم تهران و ری از گذشته با هم در پیوند و تعامل بوده‏اند و شکستن این پیوند، موجب ضرر و زیان‌های زیادی برای مردم خواهد بود. به گفتۀ موافقان طرح جدایی، درست است که در گذشته‌های دور شهر ری به عنوان مرکز ایالت بزرگ ری قصبه تهران و مناطق اطراف را در ادارۀ خود داشت اما بعد از حملۀ مغولان وضع دیگری پیش آمد. شکل‏گیری ری جدید به مرکزیت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از دورۀ صفویه آغاز شد و توسعۀ آن در ادوار بعد، مایه پیدا شدن شهر ری گردید. دوره‌های مختلف این توسعۀ با دوره‌های توسعۀ تهران قابل تعریف و در پیوستگی کامل بوده است. بعد از حملۀ مغولان به ری، این شهر متروک شد و مردم آن به شهرها و روستاهای اطراف و قصبه تهران کوچیدند. تا زمان صفویه گزارش چندانی از سکونت در شهر ری ذکر نگردیده؛ در زمان شاه طهماسب است که عده‌ای در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم سکنی می‌گزینند. با این حال گسترش اصلی ری امروزی به دورۀ پهلوی باز می‌گردد.
از سوی دیگر، چنان که موافقان به درستی اعلام می‌کنند، از دهه‌های گذشته ری به عنوان منطقۀ ‌جنوبی شهر میزبان مراکز بسیاری بوده که سبب ایجاد مشکلات و معضلات برای مردم آنجا گردیده است بسیاری از این اتفاقات در پیش از انقلاب، زمانی که شهر ری یک حوزۀ جدا از شهر تهران بود، صورت پذیرفته است. برای مثال، مرکز دفن زبالۀ آرادکوه و صالح آباد پیشینه‌ای دیرینه دارند که به همان دوران باز می‌گردند. در بازدیدی که در تهرانگردی‌ها با موضوع زبالۀ شهری داشتم، از نزدیک نخستین مرکز بازیافت زبالۀ شهر تهران در محدودۀ صالح‌آباد را که تأسیس آن به دهۀ 50 می‌رسید، دیدم. همچنین از مراکز مختلف مرکز دفن و بازیافت آرادکوه دیدن کردم که شکل‌گیری اولیۀ آن به پیش از انقلاب می‌رسید. کارخانه سیمان تهران هم وضعی مشابه دارد که درباره آن در صحن شورا تذکراتی دادم و کم و بیش منشأ اثر شد.
نکته مهمی که در این باره باید مد نظر قرار گیرد، این است که مناطق دیگری هم از مشکلات و معضلات توسعۀ شهر تهران، تأثیر گرفته‏اند و اگر فرض بر این باشد که آن‌ها نیز هزینۀ معضلات و تبعات مدیریت شهری تهران را می‏پردازند، پس باید آنها نیز اعلام جدایی بکنند! برای مثال به دلیل قرار گرفتن بافت‏های تجاری و مجموعه بازارهای مختلف در منطقۀ 12، و به دلیل مشکلات موجود در زمینۀ نوسازی بافت‏های فرسودۀ این منطقه و همچنین مشکلات گستردۀ آسیب‏های اجتماعی، که در کتاب «نگاهی به دروازه غار» به آنها اشاره کرده‏ام، مسئولان این منطقه باید به فکر بیفتند که می‌توان درآمدهای گسترده حاصل از این منطقه را هزینه توسعۀ آن نمایند و یا بگویند به عنوان یک منطقۀ جدا قادر هستند مشکلات آن را با گرفتن عوارض از موتورها، خودروها و شهروندان خارج از این محدوده حل کنند. یا اگر در مناطق مرکزی همچون منطقۀ شش که به لحاظ قرار گرفتن درصد بالایی از بیمارستان‌های دولتی و همچنین مراکز مهم آموزشی در آن، ازدحام و ترافیک و مسائل زیست‌محیطی آن را ناشی از عملکرد کلان‌شهر تهران قلمداد کنیم عنوان کنند که منطقۀ شش به صورت جداگانه هیچ‌گاه چنین مشکلاتی نخواهد داشت و مردم ساکن منطقه مجبور نیستند، مشکلات به وجود آمده همچون آلودگی، ازدحام، شب‌مردگی، محدودۀ طرح ترافیک و کنترل آلودگی هوا را تحمل نمایند، آن‏گاه این منطقه نیز باید در صف جدایی از مجموعۀ شهری تهران قرار گیرد. حتی مناطق غیرمرکزی همچون منطقۀ 18 و 19 نیز با مشکلات زیادی همچون معضلات زیست محیطی کارخانجات صنعتی و کوره‏های رها شدۀ آجرپزی روبرو هستند، که صرفاً مشکل اختصاصی آن منطقه نیست و به فعالیت‏های کلانشهر تهران در گذشته باز می‏گردد. از جمله معضلات و مشکلات منطقۀ 19 بازار خلازیر و خرید و فروش ضایعات شهری در این محدوده است که در طول تهرانگردی‏ ، دو بار از آنجا دیدن کرده‏ایم.
همچنین در بازدیدهای مختلفی که طی سالیان حضور در شورای شهر از بخش‏های مختلف منطقۀ یک داشته و با مردم این منطقه به گفتگو پرداخته‏ام، اغلب از این موضوع شکایت داشتند که چرا شهرداری با دادن مجوزهای بی‏شمار برای برج‏ها و آپارتمان‏های بلند در این منطقه، بافت پر درخت و زیبای آن را از میان برده؟ از سوی دیگر چرا به جای آن که درآمدهای هنگفت ناشی از این مجوزها و تغییر کاربری‏ها را در همین منطقه سرمایه‏گذاری و هزینه کند، بخش اعظم آن را به توسعۀ مناطق دیگر اختصاص می‌دهد؟ همچنین در یکی از برنامه‏های تهرانگردی که از بیمارستان شهدای تجریش بازدید کردیم، مسئولان این بیمارستان و مدیران شهری به این موضوع اشاره داشتند که بر خلاف تصوری که وجود دارد، منطقۀ یک به لحاظ برخی شاخص‏های توسعه، از بسیاری مناطق عقب‏تر است. برای مثال به لحاظ سلامت و بهداشت، بیمارستان شهدای تجریش و بیمارستان مسیح دانشوری تنها مراکز مهم و در دسترس بهداشتی و قابل استفاده عموم در این منطقه است که با توجه به وسعت و گسترش جمعیت منطقه، نیاز به ایجاد مراکز جدید بهداشتی وجود دارد. در اینجا هم از هزینه کرد درآمدهای حاصل از ساخت و سازهای منطقۀ یک در سایر مناطق انتقاداتی جدی شد.
آن چه در موضوع جدایی ری از پایتخت باید به آن توجه ورزید، عدم نگاهِ بخشی و جزیره‏ای به این موضوع است، چرا که مردم ساکن هر منطقه نیز دلایل مهم و بخشی و منطقه‏ای زیادی را می‏توانند پیش بکشند. پس ری تنها منطقۀ تهران نیست که با معضلات و مشکلات مختلف دست به گریبان است. حتی به لحاظ شاخص توسعه‏ای، مناطق دیگری هستند که در رده‏هایی پایین‏تر از ری قرار می‏گیرد. نگاه بخشی در این زمینه، سبب خواهد شد تا بدون کارشناسی دقیق و یافته‏های علمی و صرف سلیقه‏های شخصی و یا گروهی تصمیمی اتخاذ گردد که قطعا در میان مدت و دراز مدت به نفع ری و مردم آن نخواهد بود. بر خلاف تصور موافقان، حتی در صورت جدا شدن ری از تهران، نه مراکز دفن زبالۀ آرادکوه و نه مرکز فاضلاب جنوب و نه کارخانه سیمان که دولت‏های مختلف هزینه‏های هنگفتی پای آن گذاشته‏اند از فعالیت باز نخواهد ایستاد. و نه می‏توان عوارضی بیشتر و سنگین‏تر خواست که هزینه توسعه شود. همچنین شکل‏گیری شورای شهر و شهرداری جدید، نیازمند ساختارسازی نوینی است که با توجه به بوروکراتیک بودن شیوه های مدیریتی کشور، هزینه‏هایی تازه برای ری در پی خواهد داشت. از سوی دیگر بر اساس طرح تفصیلی کلانشهر تهران، مسائل منطقۀ 20 در این طرح گنجانیده شده و جدایی ری بر خلاف آئین‏نامه‏ها و مقررات طرح تفصیلی قلمداد می‏گردد.
نکتۀ دیگری که باید به آن توجه نمود این است که به دلیل تمرکز سرمایه و امکانات مختلف در تهران و به تبع آن مشکلات و معضلات این شهر، در سال‌های اخیر موضوع انتقال پایتخت از تهران از سوی نمایندگانی مطرح گردید و جالب اینجاست که در پاسخ به این نکته که کدام شهر و منطقه می‏تواند به عنوان پایتخت در نظر گرفته شود، غالباً شهرهای مطرح شده از شهرهایی است که زادبوم نمایندگان بودند. حتی مقالاتی از سوی مراکز علمی چاپ و منتشر گردید که صاحب اثر به بررسی مزایا و ظرفیت‏های شهر و ناحیۀ خود برای پایتخت شدن پرداخته و مشکلات و معضلات تهران را به فراموشی سپرده بود. آن چه میان موضوع انتقال پایتخت و جدایی ری از تهران مشابهت دارد، سیطرۀ تصمیمات سیاسی و منافع منطقه‏ای بر تصمیمات کارشناسی و منافع ملی است. همان طور که در گذشته عنوان کردم، در این خصوص بهتر است به جای آن که صورت مسأله را پاک کنیم به حل آن بپردازیم. یعنی به جای آن که پایتخت را از تهران انتقال دهیم، که مستلزم هزینه‌های هنگفت ملی است، و به جای آن که به جدایی ری از تهران بیاندیشیم، به اجرای طرح جامع شهر و اصلاح آن در صورت نیاز، بپردازیم.
در پایان ذکر این نکته را ضروری می‌دانم که اگر قرار است نمایندگان مجلس در خصوص جدایی ری از تهران تصمیم گیرند از نظر مشورتی نهادها و مراکزی چون شهرداری و شورای شهر پایتخت غافل نباشند. به خصوص که موضوع مطرح شده درباره این جدایی، مربوط به نحوۀ ادارۀ شهر است. بی‌توجهی به این نظرات این شائبه را جدی‏تر می‏کند که این بار نیز تصمیماتِ در آستانه انتخابات بر تصمیمات کارشناسی و تخصصی رجحان یافته و به مانند بسیاری از طرح‏های این‏چنینی، سرنوشت خوبی از آن به اذهان متبادر نمی‏شود
یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها