2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
در آینه رسانه ها
مشروح خبر

یادداشتهای محمد مهاجری از سفر اربعین - بخش چهارم
خلوص موکب دارها
شهرنوشت: محمد مهاجری، روزنامه نگار، تجربه زیسته و مشاهداتش از سفر اربعین را در اختیار شهرنوشت قرار داده است. این یادداشت ها در چند بخش منتشر می شوند. بخش چهارم این یادداشت ها را می خوانید.
خلوص موکب دارها
1398/7/28 10:30:0|print


تقریبا از صبح زود (روز اربعین) به حرم مطهر حضرت ابوالفضل مشرف شدم. دسته های عزاداری متعدد که در عراق به آنها موکب می گویند از یکی از درها وارد می شدند و از دری دیگر خارج می شدند.
بعضی سروصورت یا لباسشان گل مالی است، بعضی ینیفورم هیات خودشان را پوشیده اند، پاره ای از آنها پرچمهای بزرگ منقوش به نام شهدای کربلا را حمل می کنند،...
ورود یک دسته نسبتا پرجمعیت، چشمها را متوجه خود می کند. آنهایی که وارد می شوند همه پرچم عراق را همراه دارند. پرچمهایی در ابعاد 30در 20سانتی متر حدودا که همگی به دسته چوبی متصلند. لباسهای عزادارام متحدالشکل است اما برخی از آنها روی لباسشان پارچه سفیدی به شکل شنل دارند.
دستجات قبلی نوحه هایی حزین می خواندند و غالبا حالشان حال عزا و ماتم بود، اما دسته ای که الان می دیدم با حال عزاداری میانه ای نداشت. جیغ می زد که یک میتینگ سیاسی است.  شعارها هم همین را نشان میداد. پلاکارهایی هم که بعضی افراد در دستشان بود گواه یک راهپیمایی سیاسی بود.
شعاراصلی این بود:کلا امریکا،کلا اسراییل(نه امریکا نه اسراییل) . پلاکاردها هم مضمونش این بود که امام حسین برای مبارزه با فساد قیام کرد.
زیاد طول نکشید تا هویت این دسته عزاداری را بشناسم. پشت لباس عده ای از آنها تصاویر مقتدی صدر نقش بسته بود.
نمی دانم عمدی بود یا اتفاقی. بقیه عراقی هایی که با عزاداران قبلی همنوا می شدند در مواجهه با این گروه پا پس می کشیدند.
یادم باشد شرح این واقعه را برای دوستانی که اهل فن هستند بگویم و تحلیل شان را بشنوم.
*
کنار روحانی میانسالی در حرم نشسته ام و زیارت اربعین را زمزمه می کنم. جمعیت موج می زند و جا تنگ است بطوری که فضا برای رکوع و سجده نماز زیارت فراهم نیست. آقای روحانی هم مثل من دچار مضیقه است. به حکم فقهی که بلدم عمل می کنم. در نماز مستحبی نیازی نیست رکوع و سجده مثل نماز واجب اجرا شود. نیت مهم است و ذکری که باید گفته شود. متوجه می شوم که او هم چنین می کند. دلم قرص می شود که نمازم را لااقل بصورت شکلی غلط بجا نیاورده ام.
بعد نماز همکلام می شویم. افرادی را در همان نزدیکی نشانش می دهم که باندازه 3نفر جا اشغال کرده اند که نماز زیارت را با همه آدابش بخوانند. و به او می گویم دیروز در مقابل در ورودی حرم امام حسین،آقایی را دیدم که در اوج شلوغی در حالیکه 7-8 نفر دستانشان را زنجیر کرده اند در میان زنجیر نماز می خواند.  یکی از اجزای حلقه زنجیر به عابران معترضی که می گفتند هم راه را بند آوروه اید و هم نفس مارا ،جواب می دادند چاره ای نیست، ایشان نذر دارد اینجا دو رکعت نماز بخواند!
به آقای روحانی گفتم شما که مسوول ارشاد مردمید حکم نماز مستحبی را هم به مردم بگویید و تاکید کنید نشسته و ایستاده و حتی در حال حرکت هم می شود نماز مستحبی خواند...
دلش از من بیشتر خون بود. نقل کرد که در حرم امام حسین که این روزها پیداکردن جا برای دو دقیقه هم غنیمت است فردی را دیده که چندرکعت نماز خوانده و از او خواهش کرده جایش را به دیگران هم بدهد. و او گفته قول داده ام برای 80-90 نفر نماز بخوانم!
یعنی سری دوزی! و تولید کالایی که کمیتش مهم است نه کیفیتش!
*
حدود ظهر که از حرم بیرون میایم شاهد جمع شدن تدریجی موکبها هستم. موکبهایی که بار اصلی پذیرایی از زایران بر دوش آنهاست. گاهی به خواهش و التماس از زوار می خواهند از غذا یا نوشیدنی ای که تدارک دیده اند استفاده کنند. صحنه های جالبی در این خواهش ها رقم می خورد که نوشتنی نیست،دیدنی است.
در میان صدها موکبی که در این 3 روز دیدمشان و در رفتار موکبداران دقت کردم حتی یک مورد ندیدم که مثلا بخاطر ازدحام به کسی تندخویی و درشتگویی کرده باشند.
*
موکب ها که جمع می شود پسماندهای آنها باید بیشتر به چشم بیاید. در مسیری که از حرم برمی گردم تلاش پاکبانهایی که از تهران آمده اند ستودنی است. نظافت معابر با این همه جمعیت،انصافا با سالهای گذشته اصلا قابل مقایسه نیست . سطلهای آبی بزرگ که به چشم مردم ما آشناست، زباله های کوچه ها و خیابانها را در خود جای داده است.
دستشان درد نکند پاکبانهایی که تاثیر زحمتشان هی دیده می شود، هی دیده می شود.
یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها