2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
در آینه رسانه ها
مشروح خبر

آثار انسان‌شناس و مردم‌نگار معاصر مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛
نعمت‌الله فاضلی: من روح شاد شهر را دوست دارم

شهرنوشت: آثار دکتر نعمت‌الله فاضلی، انسان‌شناس برجسته‌ی معاصر در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با حضور علیرضا حسن‌زاده، سعید شریفی و مانی کلانی به بحث و بررسی گذاشته شد.

نعمت‌الله فاضلی: من روح شاد شهر را دوست دارم
1398/7/24 10:10:0|print

به گزارش خبرنگار شهرنوشت در این نشست موضوعاتی پیرامون ابعاد متفاوت کارنامه‌ی تالیفی دکتر فاضلی و رویکردهای او در حوزه‌ی انسان‌شناسی مطرح شد که پاسخ و توضیحات او را در پی داشت. دکتر مانی کلانی، ضرورت عمومیت بخشیدن به مفهوم مردم‌نگاری شهری را مطرح کرد و تلاش‌های فاضلی را برای ارائه‌ی این عرصه به عامه‌ی مردم و مدیران شهری قابل توجه دانست. او با اشاره به فصل نخست کتاب «پشت دریاها شهری است» در این‌باره افزود: «آن‌چه مشخص است این‌که شهر را معماران، مهندسان، بنگاه‌های دولتی، شرکت‌های مشاوره شهرسازی و بروکرات‌های همدست آنان به این وضع درآورده‌اند. اکنون نوبت ما مردم‌نگارهای شهری است تا به تاسی از آنری لوفور صدای فرودستان شهری باشیم. اما پرسش این‌جاست چه گونه‌ای از مردم‌نگاری می‌تواند به تعبیر آقای دکتر فاضلی یک قایق بشود و ما را به شهری پشت دریاها ببرد؟»
کلانی در پاره‌ی دیگری از سخنانش اضافه کرد: «مردم تهران مدام در حال لذت بردن و به هدر دادن امکانات شهرشان هستند. هیچ‌گونه شیوه‌ی روستایی بودن، جوانانه بودن یا زنانه بودن مجال داده نمی‌شود. بین شیوه‌ی زندگی روستایی در شهر و روستایی بودن فرق بسیاری وجود دارد. بین کسی که تلاش‌گر است و به این معنی روحیه‌ی روستایی دارد با کسی که می‌خواهد به شیوه‌ای روستایی شهر را به هم بریزید تفاوت است. مردم‌نگاری ما به شیوه‌های بودن کمتر توجه کرده است. آقای دکتر فاضلی نیز بیشتر به شیوه‌های زیستن پرداخته است و نه بودن. البته که کارشان را فوق‌العاده در همین عرصه انجام داده‌اند و بدون شناسایی شیوه‌های زیستن نمی‌توان به شیوه‌های بودن رسید. شیوه‌های زیستن یک «بلبشو» است، اما شیوه‌های بودن خیر. دیگر نمی‌شود مثل گذشته از اصالت شهر و روستا سخن گفت، بنابراین هیچ بی‌همتایی مشخصی وجود ندارد. اما هنوز برخی از کارها وجود دارد که از سوی دیگران تابو شمرده می‌شود. زنانگی و مادرانگی محدود شده است. مادرانی که می‌خواهند درست مادرانگی کردن را درروایت‌های محلی خود بیابند. در تجربه با مادربزرگ‌های روستایی ساکن شهر، در عیش و عشرت‌های سرکوب شده‌ی لاله‌زار یا کافه‌های امروزی. شیوه‌ی بودن، در جوانانِ درگیر هزار و یک مشقت است که با جعبه‌ی شانه‌های تخم‌مرغ، زیرزمین‌های خانه‌هایشان را برای موسیقی زیرزمینی آکوستیک می‌کنند.»
دکتر نعمت‌الله فاضلی در پاسخ به انتقادات مانی کلانی، از تاثیر شخصیت و علاقه‌ی ذاتی خود در کارنامه‌ی فرهنگی‌اش سخن به میان آورد. او این ایده را که در فراچنگ آوردن روح خبیث شهر موفق نبوده است، پذیرفت و تصریح کرد: «تردیدی نیست که شهر روح خبیث دارد و مردم‌نگاری باید بتواند این زوایا را به چنگ بیاورد. مردم‌نگاری باید به فضاهای سرکوب شده و مقاومت مردم ورود کند و تقلای بودن را ثبت کند. اما حقیقت این‌که ابعاد شخصیتی من به گونه‌ای است که نتوانسته‌ام به چنین موفقیتی نایل شوم. من روح شاد شهر را دوست دارم. البته که یک مردم‌نگار باید بتواند به فضاهای زیرزمینی هم نقب بزند و به تحلیل برسد اما من متاسفانه قلمم آن‌جاها کار نمی‌کند. به معنایی دیگر، آنجا خودم نیستم که می‌نویسم. این مسئله وابسته به تجربه‌ی زیسته‌ی من است و آن‌چه که در زندگی از سر گذرانده‌ام.»
در ادامه‌ی این نشست نیز علیرضا حسن‌زاده با اشاره بر رویکرد مردم‌شناختی دکتر فاضلی او را ناظر بر همه‌ی صداها خواند و درست در مقابل رویکرد حذفی قرار داد. حسن‌زاده با نظر به کتاب «ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران»، پایان‌نامه‌ی دکتر فاضلی که در سال 2006 به همت انتشارات راتلج در انگلیس منتشر شده است، نظرگاه او را به دور از رویکرد ترجمه خواند و افزود: «نسبت‌های انسان‌شناسی و مردم‌نگاری در ایران ربطی به نسبت‌های موجود بین آن‌ها در غرب ندارد. من نمی‌دانم چگونه می‌شود ریشه‌های کولونیال و پست‌کولونیال آن‌جا را در اینجا حاضر کرد و مباحث مردم‌شناسی را به استعمار وصل کرد؟ می‌خواهم از گادامر وام بگیرم و به ترکیب افق‌ها در این کتاب اشاره کنم. کتابی پلی‌فونیک که به همه صداها و بحث‌ها راه می‌دهد.»
حسن‌زاده این کتاب را در تبارشناسی روشنفکری ایرانی با آثار مهرزاد بروجردی و در تاثیر تعریف هویت ایرانی با آثار شاهرخ مسکوب مقایسه کرد و ادامه داد: «اگر کسی می‌خواهد تاریخ مردم‌شناسی ایران را بشناسد چاره‌ای ندارد جز اینکه این کتاب را بخواند. از طرفی باید تاکید کرد که فرایند خودآگاهانه شدن نسبت به تاریخ مردم‌شناسی ضرورت زمانه‌ی ماست.»
در پایان جلسه نیز پرسش‌هایی پیرامون غیاب صدای زنانه و عدم پرداخت به چهره‌های موثر زن تاریخ ایران در متن‌های فاضلی مطرح شد. فاضلی در این باره توضیح داد: «من باید این فقدان را بپذیرم، چرا که زمانی که من این کتاب‌ را می‌نوشتم هنوز شاید چندان به بلوغ امروز در این باره نرسیده بودم و از سویی نیز حساسیت‌های جنسیتی به اندازه‌ی امروز وجود نداشت. در سال‌های گذشته بوده که وضعیت ما بهتر شده است و خوشبختانه بسیاری از انسان‌شناسان ومردم‌نگاران ما اکنون زن هستند.




یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها