2019/08/24 - شنبه 2 شهريور 1398
2019/08/24 - شنبه 2 شهريور 1398
در آینه رسانه ها
مشروح خبر


طرح تفصیلی جدیدمنطقه ۲۲: نمای دور، نمای نزدیک

حمیده فرهمندیان - دکترای شهرسازی

طرح تفصیلی جدیدمنطقه ۲۲: نمای دور، نمای نزدیک
1398/5/16 11:26:0|print

در چند دهه اخیر، تحولات ساختاریِ اقتصادی، اجتماعی و فضایی قابل توجهی در شهر تهران اتفاق افتاده است. نمود بارز این تحول ساختاری را می‌توان در بخش مصرف(مثلا مراکز تجاری واقعی و مجازی) یا در بخش حمل و نقل(مثلا سرمایه‌گذاری در بزرگراه‌ها و افزایش سرانه معابر) مشاهده کرد. منطقه 22 از مصداق‌های عینی این تحولات است که اتفاقاتی را در طی پنجاه سال گذشته شاهد بوده است. از طرح جامع 49 که این محدوده را عرصه‌ای برای جابه جایی جمعیت از مناطق مرکزی و نیز اسکان جمعیت جدید تلقی می‌کرد تا دهه 60 و 70 که مالکیت بسیاری از اراضی بزرگ متراژ این منطقه به تعاونی های مسکن دستگاه های دولتی و نهادهای حاکمیتی سپرده شد. اما موضوع به همین جا خاتمه نیافت و طرح جامع 71 با رویکرد جلوگیری از توسعه فیزیکی به سمت غرب و ساخت خانه‌های ویلایی سه طبقه در این منطقه مصوب شد و در ادامه نیز طرح مجموعه شهری تهران به توقف مسکونی سازی و ایجاد کاربری‌های ملی و فراملی در جهت ایجاد قطب گردشگری-تفریحی رای داد. تنازعات در دهه 90 شدت گرفت. از طرفی گرچه طرح جامع 86 و طرح تفصیلی تهران محدودیت هایی را برای این منطقه و ساخت و ساز در آن، در نظر داشتند، اما در سال 91، استثنائات زیادی از طرف مدیریت شهری در این منطقه قائل و بارگذاری‌های سنگین در آن انجام شد تا در سال 93 ش.ع.ش.م دستور توقف ساخت و سازهای جدید در منطقه را صادر کرد. هم اکنون نیز پیرو همان مصوبه‌ی ش.ع.ش.م، طرح تفصیلی ویژه منطقه 22 تدوین و ابلاغ گردیده است، این طرح با سه رویکرد حفاظت، تقویت و هدایت، حکم به توقف مال‌سازی، برج‌سازیِ بیش از 20 طبقه و مجوز تغییر کاربری برج‌های خالی از سکنه‌ی فعلی به هتل آپارتمان یا دفتر کار داده است.

ولی آنچه برای ما به عنوان بهره‌برداران فضا و ساکنان شهر تهران در مورد این منطقه اهمیت دارد، نه کلنجارهای نیروهای مؤثر بر برنامه‌ریزی فضا اعم از دولت، مدیریت شهری، قدرت‌های سیاسی و مالی، بلکه دستاوردهای این اتفاقات است. بدان معنا که چه چیزی از دست داده‌ایم و چه چیزی به دست آورده‌ایم که تازه خودِ این ادراک، بسته به رابطه ما با منطقه 22 به صورت سکونت دایمی، موقت و یا بهره برداری مقطعی از خدمات ویژه آن متفاوت است. یقیناً هر تصمیم در شهر بسته به شرایط مکان می تواند موجدِ آثار مثبت یا منفی باشد که ارتباطات و اتصالات به مکان‌ها را تقویت کرده و یا حس مکان را تضعیف کند. اما آنچه من می خواهم در این گفتگو به آن بپردازم، پیش از آنکه تمجید یا انتقاد از طرح تفصیلی جدید و یا اسناد و تصمیمات گذشته باشد، نگاهی است که ما برنامه‌ریزان و مدیران شهر باید به تدریج به آن مجهز شویم؛ اینکه آیا اساسا اقدامات برنامه‌ریزی و طراحی شهری بدون در نظر گرفتن اقتصاد سیاسی فضا می‌تواند در بازآرایی و بازسامان‌دهی مناطق شهری که دایما در حال تجربه تحول ناشی از تعارضات بین نیروها هستند، مؤثر باشد؟ آیا ما برنامه‌ریزان و مدیران و اسناد توسعه‌ای که تهیه می‌کنیم و در آنها مثل همین طرح تفصیلی جید منطقه 22- به مفاهیم به اصطلاح والایی چون حفاظت از عرصه‌های طبیعی، توقف بارگذاری‌های سنگین، تغییر مطلوب کاربری ها و...می‌پردازیم، توانسته‌ایم سکونتگاه‌های پویا و سرزنده ایجاد کنیم و در یک کلام "مکان" به جای "فضا" بیافرینیم؟ البته طرح همه مسائل در این زمان کوتاه امکان‌پذیر نیست، اما بدون شک، هرگونه ضوابط و دستورالعمل‌های برنامه‌ریزی باید از انعطاف مناسب برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات محلی برخوردار باشد. باید بدانیم ساختارهای شهری که ایجاد می کنیم چه تأثیری بر مردم و فضاها دارند و همچنین باید نقش آفرینی نیروهای برآمده از تحول ساختاریِ اقتصادی، اجتماعی و فضایی را در شکل دهی به منظر شهری و تجربه شهری مردم، به رسمیت بشناسیم.

به عنوان مثال، مسئله‌ای که ناشی از کلیه تصمیمات مترتب بر این منطقه در طی سالیان گذشته است، تغییر شکل و ماهیت منطقه 22 است. به طوری‌که تصویری که از کاهش تراکم با فاصله گرفتن از مرکز شهر و حرکت به سمت حومه بود محو شده و شیوه زندگی متناظر با آن نیز تغییر یافته است. از طرفی تراکم جمعیتی 30 نفر در هکتار  این محدوده که یک پنجم شاخص میانگین تراکم جمعیتی تهران است، مفهوم حومه را به ذهن متبادر می‌کند، اما مراکز تجاری، خدماتی گسترده، متنوع و در مقیاس شهری، یادآور نواحی مرکزی شهر است. این وضعیت به همراه جذب طبقه متوسط برای سکونت در این منطقه (با توجه به اینکه در حال حاضر نیز به اذعان تهیه‌کنندگان طرح برای مسکن ساخته شده تقاضایی وجود ندارد) سبب می‌شود یا سبب شده، افراد برای رسیدن به محل کارشان بیش از دو ساعت زمان صرف کنند و تبعا این موضوع به مشکلات روانی و اجتماعی دامن می‌زند.

نکته بعدی بحث هویت مکانی است، اینکه آیا راهکارهای ارائه شده، می تواند معنایی برای مردم به ویژه ساکنان این منطقه خلق کند؟ آیا اساساً مکان هایی که قرار است با «تغییر مطلوب کاربری» به هوم آفیس‌ها تبدیل شوند، می‌توانند به حس قوی از هویت کمک کنند؟ در هرحال ساختمان‌های ویلایی و محدوده‌هایی مانند شهرک چشمه که طراحی آن به پیش از انقلاب برمی‌گشت و ساخت‌وسازهای 3 طبقه‌ای ده هفتاد در شهرک امیرکبیر، کیفیتی مبتنی بر متمایز بودن به این منطقه اعطا می‌کرد که اصالت خاص خود را برای منطقه به همراه داشت. گرچه ممکن است تعلق و دلبستگی نسل جوان و اقشار مختلف مردم، امروز نسبت به پروژه‌هایی مانند «ایران مال»، «رزمال» و «هزار و یک شهر» ایجاد شود(که خود محفل بحث بسیاری است) اما، به نظرم پاسخ به سوال در خصوص وضعیت هویت و اصالت این منطقه نیازمند پژوهش‌های بیشتر در خصوص محیط‌های خاطره انگیز‌، ارزش‌های مشترک اجتماعی و فرم‌های کالبدی مؤثر در ذهنیت مردم است که نه از دانشِ متخصصان، بلکه از تجربه استفاده‌کنندگان از فضا حاصل می‌شود.

یا موضوع دیگری که توجه مرا در طرح مذکور جلب کرد، بحث تغییر کاربری برج های خالی به هتل آپارتمان مطرح شده است. در حالی‌که بر اساس آمارهای موجود، تهران عمدتا محل گذر گردشگران به ویژه گردشگران خارجی است. به این معنی که گردشگران خارجی ماندگاری کمتری در تهران در مقایسه با سایر مقاصد گردشگری دارند. علاوه بر آن، ظرفیت‌های بالقوه تهران برای گردشگری در پس چهره آشفته و پرترافیکش پنهان شده است. بنابراین، اولویت تغییر کاربری به هتل آپارتمان در حالی‌که اغلب جاذبه‌های گردشگری تهران در فاصله دوری نسبت به این منطقه قرار گرفته اند و راهکارهای کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی و یا سازمان میراث فرهنگی برای حل این مشکل اجرایی نشده‌اند، راه‌حلی است که حداقل من از استدلال های پشتیبان آن اطلاع ندارم. مضاف بر اینکه پلان (ب) در صورتیکه مالکان این برج ها تمایل به چنین تغییر کاربری داشته باشند، چه خواهد بود؟

این طرح مسائل، تنها گوشه‌ای از مواردی است که بر تدوین هرگونه سند شهری مترتب است و البته به صورت ذاتی و بنیادین نیز چنین کشمکش‌هایی باید بر هرگونه عملی در زمینه شهر برقرار باشد. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که این پرسش‌ها، گاهی تأثیرات شگرف بر یک حوزه می‌گذارند. همانطور که وقتی فیلمی می بینیم، با تکرار آهسته‌ آن امکان بررسی‌های دقیق‌تر فراهم می‌شود. ضروری است به عنوان طراح و برنامه ریز شهر، مانند یک سینماگر، به موضوعمان از نمای نزدیک(کلوزآپ) نگاه کنیم، سپس پرسپکتیوی از نمایی دورتر و سپس تصویری از پشت موانع، تا پاسخ بهتری برای تغییر و تحولات ساختاریِ شهر داشته باشیم و البته نباید فراموش کرد که حرفه‌ ای ها و متخصصان نقش تسهیل‌گر و مجری برای چشم‌اندازی دارند که مردم برای یک مکان متصور هستند.

 

یادداشت ها
تبلیغات
خواندنی ها