2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
مشروح خبر


تهران قبل از پلاسکو فرو ریخته بود

شهرنوشت: محمدحسین بوچانی، رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در سرمقاله امروز روزنامه همدلی (شنبه 18 آبان ماه) از تهرانی گفت که پیش از حادثه پلاسکو فروریخته بود.

تهران قبل از پلاسکو فرو ریخته بود
1398/8/18 9:40:0|print

به گزارش شهرنوشت، در متن سرمقاله روزنامه همدلی این چنین آمده است: «باید اذعان کرد فروریختن فضای اجتماعی و کالبدی ساختمان پلاسکو و مصیبت‌های مرتبط با آن، با وجود ناراحتی فراگیر و احساس حزن عمومی، تنها نشانه‌ای کوچک از فرآیند فرو ریختن پایه‌های زیستی و هویتی کلانشهر تهران است. این نوشتار تلاش دارد، نشان دهد که گرچه ابعاد گسترده‌تر از ویرانی تهران بارها و بارها توسط دولت و سایر نهادهای ملی و مقامات ارشد دیده شده است، ولی گامی حتی کوچک برداشته نشده است. زمانی که تراکم‌فروشی و تغییر کاربری‌های عمومی به نفع تجاری‌سازی و بلند مرتبه‌سازی در تهران جهت تامین درآمد باب شد و هر ساله سهم آن در بودجه شهرداری بالا و بالاتر رفت، به نحوی که در سال 1395 این سهم به بالای 50درصد رسید، زمانی که باغات تهران به عنوان عرصه‌های زیستی و تولید اکسیژن در تفاهمی نانوشته بین دولت، شهرداری وسرمایه‌داران به برج‌باغ تبدیل شدند. زمانی که حریم گسل‌ها و رود‌دره‌ها در زیر چکمه سرمایه-داری ساخت‌وسازها رعایت نشد و در حریم بزرگراه‌ها به عنوان شریان‌های حیاتی ساختمان‌های بلند مرتبه مجوز داده شد و در منطقه 22 خارج از توان اکولوژیکی و ضوابط شهرسازی مجوز هزاران برج بلند مرتبه صادر شد، زمانی که بدون ظرفیت‌ها و نیازهای اساسی همانند آب، پیکره شهر بزرگ و بزرگ‌تر شد و اتوبان‌سازی و پل‌های طبقاتی به جای مترو الگوواره حمل و نقل شهری قرارگرفت و تجاری‌سازی‌های بی‌قاعده برای تامین درآمد مدیریت شهری بیشتر و بیشتر شد، از همان دوره تهران در آتش ناسازوارگی مدیریت سوخته شد. ولی متاسفانه هیچ‌گاه هیات دولت، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و سایر ساختارهای حاکمیتی اجماعی برای توقف تخریب و فروریزی تهران نکرده و نمی‌کنند. پلاسکو یک نشانه کوچک از حجم عظیم و غیرقابل باور تخریب زیستی و تمدنی تهران است، که با چشم عمومی دیده می‌شود، اما واقعیت این است شاخک‌های زیستی تهران از کار افتاده است و تمام حواس چندگانه‌اش مخدوش شده است. نهادهای نظارتی و اجرایی آن با رویکردی روزمره‌گانه در پی‌رفع و رجوع احتیاجات و نیازهای مالی و ابتدایی تهران هستند.
تهران با وجود آنکه بیش از دو قرن به عنوان پایتخت ایران نقش‌آفرینی می‌کند، ولی از ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی، بهداشتی، سلامت شهروندان و سایر رفاهی در بین کلان‌شهرهای جهان در زمره سیاه‌چاله‌ها تعریف می‌شود. سیاه‌چاله‌ای که با زهکشی فرصت‌های پیرامونی در شرایطی کاهنده و ناپایدار به زیستی ناسالم ادامه می‌دهد و مدیران آن با وجود درک عمیق از ناپایداری آن ژستی قهرمانانه می‌گیرند و با تمام تلاش در پی کتمان حقیقت محیطی و انسانی تهران هستند و هر اقدام کوچک و ناچیز را با دستگاه‌های ذره‌بین مانند، چند هزار برابر بزرگ می‌کنند. اما واقعیت تهران نگران‌کننده‌تر از رنگ و لعاب‌های سطحی آن است و به قولی اگر از حاشیه معابر اصلی آن به عمق شهر رخنه کنیم، و پوسته آرایش شده کاذب شهر برداشته شود، عمق فاجعه و واقعیت تهران رخ می‌نماید. مدیریت شهری تهران سال‌هاست در جهت معکوس پایداری و خردمندی سوق یافته است. نشانه‌های ناسازوارگی ساختار شهر تهران زیاد است، استقرار 35درصد از واحدهای مسکونی تهران در بافت فرسوده، آلودگی هوا و ترافیک رو به گسترش، ناکارآمدی مدیریت درخصوص پسماند و از بین رفتن باغات شهر، نبود ضابطه در تجاری‌سازی‌های بلند مرتبه، ناپایداری درآمد و هزینه‌های فاقد اثربخشی و کارآمدی تنها بخش کوچکی از این نابسامانی است. واقعیت دیگر این است؛ ساختار مدیریتی تهران از ابتدایی‌ترین هماهنگی‌ها برخوردار نیست و چون محیطی بحران‌زده هر سازمان و ساختار اجرایی مطابق با خواسته مدیریت مافوق خود بدون هماهنگی با سایر نهادهای خدمات‌رسان شهری، برنامه‌ریزی و اقدامات عملیاتی و خاص خود را پیش می‌برد و پیکره تهران در کانون این ناهماهنگی و خودخواهی‌ها نابود و نابودتر می‌شود. در این کلانشهر هنوز سازوکار مدیریت پسماند آن همچون شهرهای تخریب شده بعد از جنگ جهانی دوم است و ضوابط شهرسازی آن بجز کسب درآمد قاعده دیگر را نمی‌شناسد و کمیسیون ماده5 در آن کانونی جز برای تسهیل‌گری درآمدزایی نیست. واقعیت این است تداوم این روند تحت هیچ شرایطی امکان‌پذیر نیست و ساختار مدیریت شهری با این رویه در منجلابی خودساخته دست و پای بی‌پایان می‌زند و بدون دگرگونی ساختاری امکان احیاء و ژینایی در آن نیست. فروریختن حیات پلاسکو اگر فرصتی برای خودآگاهی نهادهای ملی و محلی برای اجماع توقف تخریب خود ساخته تهران باشد، نشانه-های امید روشن می‌شود، اما اگر در تب‌وتاب رسانه‌ای شدن موضوع رقابتی جهت خودنمایی دستگاه‌ها باشد، این نیز علامت فروریختنی دوباره است.»