2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
2019/11/15 - جمعه 24 آبان 1398
مشروح خبر

در حاشیه‌ی حذف نام و آثار بزرگان ادبیات معاصر از کتب درسی مطرح شد:
کامیار عابدی: امیدوارم مسئولان آموزش و پرورش آبِ رفته را به جوی باز گردانند

شهرنوشت: چند روز است که فهرستی از حذفیات کتاب های درسی ادبیات در فضای مجازی دست به دست می‌شود و انتقاد بسیاری از اهالی فرهنگ و ادبیات را هم در پی داشته است. کامیار عابدی، پژوهشگر ادوار متفاوت تاریخ ادبیات معاصر، در گفت‌وگو با شهرنوشت از ضرورت‌های موجود در تدوین کتاب درسی می‌گوید.

کامیار عابدی: امیدوارم مسئولان آموزش و پرورش آبِ رفته را به جوی باز گردانند
1398/8/14 10:43:0|print

به گزارش خبرنگار شهرنوشت، حذف کامل آثار خیام، نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، رهی معیری، شفیعی کدکنی، اخوان ثالث، غلامحسین ساعدی، بزرگ علوی و هم‌چنین حذف کامل نام و نشان نویسندگانی چون صادق هدایت، محمود دولت‌آبادی، ایرج میرزا و مشفق کاظمی در متون تحلیلی کتب درسی ادبیات مقاطع مختلف تحصیلی اخیرا بسیار خبرساز شده است. تغییراتی که اگرچه از سوی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی مربوط به 3 سال پیش اعلام شده است اما پرسش‌های کهنه‌ای را درباره‌ی شیوه‌های تدوین کتب ادبیات درسی مطرح می‌کند...
کامیار عابدی در گفت‌وگو با شهرنوشت ضمن مطرح کردن شیوه‌های تدوین کتب درسی اظهار امیدواری می‌کند این مسیر به نحوی کامل و دقیق تصحیح شود و شاهد حضور بیش از پیش آثار ارزشمند ادبی در کتب درسی باشیم.

عابدی دو مولفه را در تدوین کتاب‌های ادبیات درسی ضروری می‌داند و بر فهم تاریخ ادبیاتی آثار ادبی در روند شکل‌گیری و تطورشان تاکید می‌کند. او در این‌باره می‌گوید: «دو معیار در تدوین این‌گونه کتاب‌ها تعیین‌کننده است. نخست، نگاه تاریخ ادبیاتی است. منظورم از تاریخ ادبیات، صرفا آموزش آن نیست. آموزش‌ تاریخ ادبیات درسی است که در جای خود می‌تواند برای رشته‌های علوم انسانی موضوعیت باشته باشد. بحث من بر سر نگاهی است که تمام ادوار ادبی را مورد بررسی قرار می‌دهد و تلاش می‌کند تا از این میان به فراخور ذوق و تناسب آموزش و پرورش آثاری را برای مطالعه دانش آموزان انتخاب کند. الزاما همه جزء به جزء تاریخ ادبیات نیز شاید برای دانش‌آموز دبستان و دبیرستان مناسب نباشد. اما در عین حال این آموزش باید وابسته به نگاه تاریخ ادبی و تاریخ ادبی هم منوط به ادبیت متن باشد.»

این پژوهشگر ادبی با مرور سابقه‌ تدوین کتاب‌های درسی از دهه 40 به این سو افزود: «تا اوایل دهه 40 کتاب‌های درسی بر اساس سرفصل‌های وزارت فرهنگ به قلم استادان و معلمان نوشته می‌شدند. یعنی کتاب ادبیات در مدارس جنبه خصوصی داشت و به شکل سراسری نبود که در همه کشور یک متن تدریس شود. در آغاز این دهه و در دوره‌ای که دکتر پرویز ناتل خانلری وزیر فرهنگ شدند و دکتر محمدامین ریاحی را نیز به معاونت برگزیدند، برای جلوگیری از تشتت به وجود آمده در کتاب‌ها تصمیم گرفتند تالیف کتاب‌ها را به صورت سراسری به گروه های خاصی از مولفان و متخصصان بسپارند. گروه‌های مختلفی در این سال‌ها این مسئولیت را به عهده داشته‌اند اما فکر می‌کنم گروهی که به سرپرستی دکتر حسن انوری در دهه 50 کتاب‌ها را برای مقاطع راهنمایی و دبیرستان تدوین می کردند، معتدل‌ترین، آموزشی‌ترین و فراگیرترین رویکرد را در تالیف کتاب های ادبیات و زبان فارسی پیش گرفتند. کتاب‌هایی که هم آثار سنتی و کلاسیک و کهن را شامل می‌شد و هم از ادبیات معاصر مثل هدایت و چوبک و نیما بهره می‌گرفت و از طرفی همه ویژگی‌های آموزشی مورد نیاز برای نوجوانان نیز در آن‌ها رعایت شده بود. این کتاب‌ها -که هنوز هم خواندنی است-تا اواخر دهه 50 بر قرار بودند تا این‌که تالیفات تازه‌ای آمد به قلم 4 نفر از استادان ادبیات در دهه 1360 تالیف شد که به صورت کلی ادبیات معاصر را تقریبا حذف کردند! با توجه به شرایط انقلابی و ایدئولوژیک و فضای جنگ در آن دوران، قسمت ادبیات معاصر در محاق قرار گرفت!»

عابدی با اشاره به تغییرات دوباره این کتب در میانه‌های دهه 70 اضافه کرد: «این تغییرات نسبتا مثبت بود. بخش‌هایی از ادبیات معاصر به کتاب‌ها اضافه شد اما این کتاب‌ها کاملا مطلوب نبودند. خود این کتاب‌ها نیز در دهه‌ی اخیر به مرور دستخوش تغییر شد و اگرچه چندان دقیق از این تغییرات آگاه نیستم اما از گوشه و کنار می‌شنوم که تغییرات مثبتی نبوده و اعتراضات بسیاری را به همراه داشته است. اعتراضاتی پیرامون اینکه موارد انتخابی از ادبیات کهن به قوت قبل نیست یا بخش ادبیات معاصر نیز دگرگون شده و جانبدارانه نوشته شده است. حتا برخی از مولفانی که خودشان این کتاب‌ها را تالیف کرده‌اند نیز به اعتراض برخاسته‌اند، چون کتاب‌ها بسیار تحریف و به شدت کم و زیاد شده‌اند.»

این نویسنده و منتقد ادبی در پایان نیز با اظهار امیدواری نسبت به تصحیح وضعیت فعلی این کتاب‌ها عنوان کرد: «امیدواریم که در همیشه بر این پاشنه نچرخد و وضعیت کتاب‌های فارسی بهتر شود. مطمئن باشیم که حذف نام یا آثاری از ابتهاج و بزرگ علوی و هدایت و شفیعی کدکنی و غلامحسین ساعدی و نیما یوشیج و شاملو و دیگران به صلاح هیچ کتاب ادبیات و تاریخ ادبیاتی در زبان فارسی و تاریخ فرهنگی کشور کهنسالی مانند ایران نیست. امیدواریم این رویه به صورت بنیادی به زودی اصلاح شود و مسئولان آموزش و پرورش آب رفته را به جوی بازگردانند.»