2018/10/23 - سه شنبه 1 آبان 1397
2018/10/23 - سه شنبه 1 آبان 1397
مشروح خبر


به جای آموزش های ایدئولوژیک،آموزش های شهروندی را جدی بگیریم
علی اصغر مهاجری

جامعه شناس

به جای آموزش های ایدئولوژیک،آموزش های شهروندی را جدی بگیریم
1397/7/10 16:6:0|print

یکی از وظایف مهم و اساسی دولت ها این است که شهروندان را برای زندگی کردن در جامعه آموزش دهد تا این آموزش در نهایت منجر به جامعه پذیری و فرهنگ پذیری شود. این موضوع چه در حکومت های مدرن چه در حکومت های مذهبی بسیار مهم تلقی می شود. مردم برای اینکه در فرآیندهای مشارکتی قرار بگیرند و بتوانند با قوانین همگام عمل کنند و به اهداف زندگی خود دست پیدا کنند باید نسبت به مطالبه حق خود و ایفای حق دیگران آگاه باشند. با وجود اینکه این موضوع بسیار مهم است، در جامعه ما چه از سوی شهروندان و چه از سوی نهادهای اجتماعی مورد بی توجهی قرار گرفته است. به دو دلیل این تعهد در دولت کم تر انجام می شود؛ دلیل اول اینکه یک معیار دقیق برای این تربیت وجود ندارد و جامعه ما از دورن دچار پارادوکس های جدی است. دوم اینکه دولت و نهادهای اجتماعی وقت خود را صرف مسائلی می کنند که ضرورت خاصی برای زندگی ندارد و جنبه ایدئولوژیک در آن ها پر رنگ تر است. در چنین شرایطی نتیجه این می شود که شهروندان ما به عنوان یک کنشگر اجتماعی، خودکارآمد نشده اند. این عدم خودکارآمدی یعنی شهروند نسبت به حقوق و مناسبات آگاهی کم تری دارد و تکنینک ها و مهارت های لازم در او ایجاد نشده است تا اگر در محیطی دچار تنش می شود آن را کنترل کند. جامعه ایرانی به دلیل کم کاری دولتمردان و سکان داران نظام اجتماعی و فرهنگی که دل مشغول چیزهای دیگر است این قسمت را تهی گذاشته اند.

تا اینجا این یک جنبه از موضوع است. موضوع دیگر متغیرها و عوامل کلان است که متاسفانه در دهه اخیر سرمایه اجتماعی در ایران را کاهش داده و به همان نسبت اعتماد، شفافیت و پویایی و مشارکت هم کم تر شده است. زمانی که سرمایه اجتماعی دچار فرسایش می شود هر سه ضلع یعنی مشارکت، اعتماد و شفافیت دچار مشکل می شوند. این کاهش سرمایه اجتماعی همزمان است با کاهش احساس امنیت. این عوامل و عواملی مانند افزایش مشکلات مردم که ناشی از فشارهای اقتصادی است دست به دست هم داده تا در این میان یک شهروند که از کارآمدی بالایی هم برخوردار نیست زمانی که می خواهد مسائل خود را حل کند به روش های مناسب و قوانین شفاف و اعتماد آور متوسل نمی شود. او یا باید با لایه های زیرین ارتباطاتی داشته باشد و از رانت استفاده کند که در نهایت منجر به فساد خواهد شد یا از آن جا که آموزش هم ندیده است دست به رفتارهای خشن و غیر متعارف خواهد زد و به گونه ای حضور و حقوق پایمال شده اش را یادآور می شود. راه حل اما این است که نظام آموزشی و رسانه ای ما به جای آموزش مسائلی که ضروری نیست و بیشتر رنگ و لعاب ایدئولوژیک دارد، آموزش های شهروندی و سلامت روان افراد جامعه را در اولویت قرار دهند. به شهروندان آموزش مقابله با بحران بدهد، آن ها را در برابر هیجانات و مشکلات، تاب آور و خودکارآمد کند. متاسفانه در شرایط فعلی شهروندان ما در حل مسائل خانوادگی ها موفق نیستند چرا که در آن مورد هم آموزش های لازم داده نشده است. اگر ما شهروندان را کارآمد آموزش دهیم تا در محله، ادارت، خانواده و جامعه قدرت تعامل داشته باشند می توانند راهکارهای مناسب تری را انتخاب کنند. البته توجه به این نکته ضروری است که تا ساختارهای کلان اجتماعی مانند سرمایه اجتماعی، روابط رانتی و ...اصلاح نشود خودکارآمدی فرد به تنهایی مشکلی را حل نخواهد کرد. زمانی که ما این کنشگران را در مواجهه با مسائل بروکراتیک بررسی می کنیم متوجه می شویم که کم ترین دانشی نسبت به موضوع ندارند و البته نظام اداری هم تاکنون در این مورد قدمی بر نداشته است. این عدم آموزش و تربیت فرد را یک انسان کم طاقتی کرده که خروجی رفتارهایش اقدام به خودکشی در ملا عام است.



rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
کدامنیتی
کد را وارد کنید